کدام فرضیات واشنگتن در رابطه با جنگ با ایران اشتباه از کار درآمد

کدام فرضیات واشنگتن در رابطه با جنگ با ایران اشتباه از کار درآمد

به گزارش بیست و یکم، اندیشکده «چتم هاوس» با ارزیابی عملکرد پنج ماهه جنگ آمریکا و اسرائیل ضد ایران، نوشت که اهداف اصلی این جنگ همچون تغییر نظام، وادار کردن تهران به تسلیم سیاسی و تضعیف تعیین کننده توان ایران محقق نشد.


نویسنده در ادامه می نویسد: نزدیک به پنج ماه از شروع کارزار نظامی ایالات متحده و اسرائیل مقابل ایران می گذرد و الان گریز از یک نتیجه گیری دشوارتر شده است: اهداف اصلی که مبنای تصمیم واشنگتن برای ورود به جنگ بود، تا حالا محقق نشده است.
در نهایت، جنگ ها را نباید بر مبنای تعداد اهداف منهدم شده یا تعداد عملیات های نظامی قضاوت کرد، بلکه معیار اصلی اینست که آیا به اهداف سیاسی خود دست یافته اند یا خیر. بر این اساس، جنگ مقابل ایران نیازمند بررسی جدی و واقع بینانه است.
ایران بجای تمرکز بر حفظ کامل دارایی های نظامی، دکترین خودرا بر مبنای تجربه رویارویی های سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ تغییر داده است. آن چه قبل تر به عنوان ضعف عملیاتی تلقی می شد، حال بیشتر به روند یادگیری ارتشی شباهت دارد که خودرا برای یک جنگ طولانی آماده می کند، نه یک نبرد کوتاه و سرنوشت ساز.این انتظار که فشار نظامی بتواند به فروپاشی نظام سیاسی ایران، وادار کردن تهران به تسلیم سیاسی یا تضعیف بنیادین پتانسیلهای راهبردی آن منجر شود، محقق نشد. اگر خوش بینانه نگاه نماییم، این انتظارات بیش از اندازه خوش بینانه بودند و اگر بدبینانه قضاوت نماییم، نمونه ای از آرزواندیشی بودند که بجای راهبرد واقعی، مبنای تصمیم گیری قرار گرفت.
نویسنده در ادامه می نویسد: نخست آنکه تغییر نظام سیاسی در ایران رخ نداده و شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد جنگ در آینده نزدیک به چنین نتیجه ای منجر خواهد شد. برعکس انتظار بسیاری در آمریکا و اسرائیل، نظام سیاسی ایران نه تنها فرو نپاشید، بلکه از بحرانی که تصور می شد موجودیت آنرا تهدید کند، عبور کرد. ساختار حکومت بازهم از همبستگی نهادی، ظرفیت امنیتی و هماهنگی میان نخبگان برخوردار است؛ عواملی که بقای نظام را تضمین کرده اند. حتی میتوان گفت جنگ، بعضی از نهادهایی را که قرار بود تضعیف شوند، تقویت کرده است.
دومین فرض اشتباه این بود که توان نظامی ایران بطور قاطع از بین رفته است. دونالد ترامپ بارها اعلام نمود که توان موشکی ایران «کاملاً نابود شده» و بخش عمده زیرساخت های پرتاب موشک این کشور از بین رفته است. مقام های اسرائیلی نیز از انهدام پرتابگرها، مراکز تولید و سیستم های فرماندهی و کنترل خبر دادند. اما تحولات پنج ماه گذشته نشان میدهد این ارزیابی ها حداقل شتاب زده بوده است. ایران در طول این مدت توانسته است بازهم موشک های بالستیک، موشک های کروز و پهپادها را در جبهه های مختلف، از تنگه هرمز گرفته تا کشورهای میزبان پایگاه های نظامی آمریکا، به کار گیرد؛ همچون حملات اخیر به کویت، بحرین، قطر، عراق و اردن.
چه از راه اقدام مستقیم و چه با استفاده از شرکای منطقه ای خود، تهران سطحی از عملیات را حفظ نموده که با ادعای نزدیک بودن پایان ذخایر تسلیحاتی آن هماهنگی ندارد. در حقیقت، هیچ برآورد عمومی و قابل اتکایی از میزان ذخایر موشکی یا ظرفیت تولید ایران وجود ندارد و بدین سبب ادعاهای قطعی درباره ی تضعیف کامل توان نظامی ایران قابل دفاع نیست.
نویسنده اعتقاد دارد مهم تر از حفظ تجهیزات نظامی، توانایی ایران در یادگیری و تطبیق راهبردهای خود بوده است. ایران بجای تمرکز بر حفظ کامل دارایی های نظامی، دکترین خودرا بر مبنای تجربه رویارویی های سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ تغییر داده است. آن چه قبل تر به عنوان ضعف عملیاتی تلقی می شد، حال بیشتر به روند یادگیری ارتشی شباهت دارد که خودرا برای یک جنگ طولانی آماده می کند، نه یک نبرد کوتاه و سرنوشت ساز.
در سال ۲۰۲۴، ایران پاسخ های نظامی خود به حمله اسرائیل به کنسولگری این کشور در سوریه و همین طور ترور فرماندهان حزب ا... و حماس را بشکلی حساب شده طراحی کرد. حملات موشکی ایران به اسرائیل در چند مرحله و با دقت محدود انجام شد. حتی پاسخ ایران به حملات آمریکا مقابل تأسیسات هسته ای فردو و دیگر مراکز هسته ای در ژوئن ۲۰۲۵ نیز بگونه ای طراحی شده بود که ضمن نمایش عزم تهران، از شروع یک جنگ فراگیر منطقه ای جلوگیری نماید.
در آن زمان، برخی این رفتار را نشانه تردید یا ناتوانی ایران دانستند، اما حال روشن شده است که این رویکرد بخشی از یک راهبرد بوده است. ایران ظرفیت بیشتری برای تشدید درگیری در اختیار داشت؛ ظرفیتی که در جنگ جاری آنرا نشان داده است، اما ترجیح داد همه انتخابهای خودرا یکجا مصرف نکند. این خویشتنداری، که از طرف برخی به عنوان ضعف تعبیر شد، در واقع با راهبرد حفظ انتخابهای تشدید تنش و همزمان جمع آوری اطلاعات پرارزش درباره ی سیستم های دفاع موشکی آمریکا و اسرائیل، زمان واکنش و الگوهای رهگیری آنها سازگار بود.
در درگیری سال ۲۰۲۶ نیز الگوی هدف گیری ایران تغییر کرده است. تهران بجای شلیک انبوه موشک و پهپاد، تلاش نموده ارزش راهبردی هر حمله را به حداکثر برساند. حمله به زیرساخت های انرژی کشورهای خلیج فارس، بنادر و مراکز لجستیکی، هزینه های اقتصادی، سیاسی و روانی خیلی بیشتری برای آمریکا و متحدانش به وجود می آورد.
به اعتقاد نویسنده، این رویکرد نشان دهنده نظریه متفاوتی درباره ی پیروزی است. ایران بدنبال برتری در میدان نبرد نیست، بلکه راهبرد «فرسایش راهبردی» را دنبال می کند؛ یعنی افزایش تدریجی هزینه های سیاسی، اقتصادی و نظامی برای رقبای خود با گذشت زمان.
به بیان دیگر، تهران بالاتر از آنکه به پیروزی در یک جنگ کوتاه بیندیشد، درحال مدیریت یک رویارویی بلند مدت است تا ضمن حفظ انتخابهای نظامی و سیاسی خود، هزینه های مستمر و رو به ازدیادی بر رقبایش تحمیل کند.
به اعتقاد نویسنده، سومین فرض اشتباه این جنگ آن بود که ایران در نهایت از نظر سیاسی تسلیم خواهد شد و توافقی مطابق خواسته های آمریکا و اسرائیل را خواهد پذیرفت؛ فرضی که آن نیز محقق نشده است.
خطوط قرمز تهران حدودا همان خطوط قرمز قبل از جنگ باقیمانده است. غنی سازی اورانیوم در داخل خاک ایران بازهم غیرقابل مذاکره است. برنامه موشک های بالستیک، هرچند ممکنست تا حدی لطمه دیده باشد، بازهم بخش اصلی راهبرد بازدارندگی ایران شمرده می شود. همین طور حمایت ایران از گروههای هم پیمان منطقه ای، بااینکه ممکنست از نظر مالی یا لجستیکی محدودتر شده باشد، از بین نرفته است.
نویسنده می افزاید جنگ حتی سبب شده تهران دامنه موضوع هایی را که جزو منافع حیاتی خود می داند گسترش دهد و الان کنترل تنگه هرمز را نیز به لیست خطوط قرمز خود اضافه کند. ایران بالاتر از آنکه خودرا تضعیف شده ببیند، حال این تصور را دارد که از این بحران عبور کرده است. این که این برداشت تا چه اندازه با واقعیت منطبق باشد، اهمیت ثانویه دارد؛ برای اینکه آن چه رفتار آینده تهران را شکل می دهد، برداشت رهبران ایران از وضعیت خود است، نه لزوماً واقعیت های عینی.
جنگ حتی سبب شده تهران دامنه موضوع هایی را که جزو منافع حیاتی خود می داند گسترش دهد و الان کنترل تنگه هرمز را نیز به لیست خطوط قرمز خود اضافه کند. نویسنده در ادامه تأکید می کند که اگر سیاست گذاران آمریکایی بازهم راهبرد خودرا بر این فرض های ناصحیح بنا کنند که نظام ایران در آستانه فروپاشی است، فشار نظامی به تنهایی تهران را ملزم به تسلیم خواهد نمود یا حملات بیشتر محاسبات ایران را تغییر خواهد داد، در واقع با ایرانی خواهند جنگید که بیشتر محصول تصورات خودشان است تا واقعیت موجود.
در چنین شرایطی، نتیجه محتمل نه یک پیروزی قاطع خواهد بود و نه صلحی پایدار، بلکه تکرار چرخه ای آشنا از حملات متقابل، ترک مخاصمه های موقت، مذاکرات ناموفق و تشدید باردیگر تنش ها خواهد بود. هر دور جدید از درگیری ممکنست از طرف آمریکا به عنوان مرحله ای معرفی شود که سر انجام اراده ایران را در هم خواهد شکست، اما هر دور تازه بالاتر از پیش تهران را به این نتیجه خواهد رساند که «صبر راهبردی» مؤثرتر از مصالحه است.
او در آخر نتیجه می گیرد تا وقتی که واشنگتن فرض های بنیادین خود درباره ی ایران را مورد بازبینی قرار ندهد، این جنگ می تواند به یک جنگ خودتداوم بخش تبدیل شود؛ جنگی که بالاتر از آنکه بر اهداف سیاسی دست یافتنی استوار باشد، بر این امید بنا شده است که شاید دور بعدی فشار نظامی، جایی موفق شود که همه دورهای پیشین ناکام مانده اند.
حرف آخر اینکه نویسنده در ادامه می نویسد: نزدیک به پنج ماه از شروع کارزار نظامی ایالات متحده و اسرائیل مقابل ایران می گذرد و هم اکنون گریز از یک نتیجه گیری دشوارتر شده است: اهداف اصلی که مبنای تصمیم واشنگتن برای ورود به جنگ بود، تا حالا محقق نشده است.
در نهایت، جنگ ها را نباید مبنی بر تعداد اهداف منهدم شده یا تعداد عملیات های نظامی قضاوت کرد، بلکه معیار اصلی این است که آیا به اهداف سیاسی خود دست یافته اند یا خیر. حملات موشکی ایران به اسرائیل در چند مرحله و با دقت محدود انجام شد. اینکه این برداشت تا چه اندازه با حقیقت منطبق باشد، اهمیت ثانویه دارد؛ به جهت اینکه آنچه رفتار آینده تهران را شکل می دهد، برداشت رهبران ایران از وضعیت خود است، نه لزوماً حقیقت های عینی.
جنگ حتی سبب شده تهران دامنه مبحث هایی را که جزو منافع حیاتی خود می داند گسترش دهد و هم اکنون کنترل تنگه هرمز را هم به فهرست خطوط قرمز خود اضافه کند.


منبع:

1405/05/17
10:57:06
0.0 / 5
63
تگهای کدام فرضیات واشنگتن در رابطه با جنگ با ایران اشتباه از کار درآمد: اقتصاد , تولید , سیستم , طراحی
این مطلب بیست و یکم را می پسندید؟
(0)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان قرن بیست و یکم در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۱
بیست و یکم